هم من کامیتمنت ایشوز دارم و هم مرد. در و تخته خوب جوریم.

/

لارا از مرد دیگری خوشش آمده و می‌خواهد اشتفان را ول بکند و برود. از آن مرد دیگر خوشم نمی‌آید. ده سال در یک شغل بوده‌‌ست بی هیچ ترفیعی، بی هیچ تحصیلی و بی هیچ ذخیره‌ی مالی‌ای. اشتفان درس خوانده‌ست و سه برابر آن مرد دیگر پول درمی‌آورد. اشتفان قدبلندترست.

اشتفان هر چقدر هم رذل و حیله‌گر باشد، در استانداردهای ذهنی من بالاتر از آن مرد دیگر می‌ایستد.

/

بدم نمی‌آید که سارا اخراج شود. نامه اخراج بیاید در خانه‌اش با فیش حقوقی ماه آپریل. می‌توانستم باعث اخراجش بشوم، نشدم. احتمالا اخراج بشود و لیاقت اخراج شدن را دارد.